تبليغاتX
... - در آغوش خاطرات

تا حالا شده بخوای خاطراتت رو بغل کنی
در آغوشت حسشون کنی
بخوای بر گردی به اون روزا
اما دیگه نتونی
دوران خوب دبیرستان
جمع شدن تو حیاط مدرسه زیر سایه اون درخت شاتوت که بچه ها لباشون رو با خوردن شاتوتاش رنگی می کردن!
یه چیبس چی توز رو 8 نفری خوردن. شاید خندت بگیره!8 نفری؟آره اما هنوز مزه اشو حس می کنم.هر کسی می تونست 1 دونه بخره. اما مزه اش به این بود که یه دونه باشه و آخرش دوست صمیمیت دستاشو بزاره رو چیبسا لهشون کنه که بقیه نخورن...دلم یه ذره شده واسه اون روزا.واسه قدم زدن ها "پرسه های بی هدف, کوچه باغ انتطار, بوی بارون و علف..."
بگو ای یار بگو  که دلم تنگ شده  , رو زمین جا ندارم, آسمون سنگ شده...
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 23:7  توسط مهسا  |